


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب
چکیده
انگاره اصلی در مدلهای شناختی اختلالهای هیجانی این انگاره است که آن چه مسئول ایجاد هیجانهای منفی از قبیل اضطراب ،خشم و یا غمگینی است خود رویداد نیستند بلکه انتظار و تفسیر افراد ار آن رویدادهاست که در اضطراب تفسیر و یا دریافتهای شناختی مهم به خطر فیزیکی و یا روانی – اجتماعی ارتباط می یابند.
بک (1996) استدلال می کند که در حالت های اضطرابی ،افراد مرتب خطر متعلق به موقعیتی خاص را بیش از آن چه واقعا وجود دارد ،برآورد می کنند ،این گونه بیش بر آورد ها به طور خودکار و به طور غیر ارادی برنامه اضطراب "anxity program " فعال می سازند که شامل ایجاد تغییر در برانگیختگی خودمختار به منظور آمادگی برای گریز ،ستیز و همجنین پیگردی انتخابی محیط برای شناسایی منشاء احتمالی خطر می باشد.
در زندگی امروزه اضطراب می تواند نقشی مفید در بسیاری از موقعیت هایی که خطر واقعی در بر دارند ایفا کند ،اما موقعی که ترس از یک سوء ادراک بر می خیزد ،پاسخهایی که به وسیله برنامه اضطراب فعال می شود ،تناسبی با موقعیت ندارند،این پاسخها به جای آن که نقش مفیدی را بر عهده بگیرند ،اغلب به عنوان خاستگاههایی دیگری از ترس تعبیر می شوند و این خود به یک دور باطلی می انجامد که گرایش به تداوم و تنشدید واکنش اضطراب دارد.به عنوان مثال می توان سرخ شدن را به عنوان نشانهای از این که کسی افتضاحی بار آورده است در نظر گرفت ،اما این سرخ شدن خود ،خجلت زدگی و سرخ شدن بیشتر را به دنبال می آورد ،به علت وجود این ارتباط متقابل بین خطر احساس شده و نشانه های اضطراب ،قسمت مهم رفتار درمانی شناختی ،به ترسهای مربوط به نشانه های جسمی ،رفتاری و شناحتی اضطراب اختصاص پیدا می کند.
در ادامه مطالب روند درمان را پی گیری کنید
برچسب:
نویسنده: بهنام صالح آبادی