خرید بک لینک

درباره سایت

زیست شناسی علم زندگیeverymusic.loxblog.com

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->

اÙx86تخاب بÙx87ترÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ Ùx85اÙx87
-->-->--> -->-->--> -->-->-->
-->-->-->

Ùx81اÙx84 ØxadاÙx81ظ

 -->-->-->

Ùx81اÙx84 اÙx86بÛx8cاء

-->-->-->
-->-->-->

استخارÙx87 Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 با Ùx82رآÙx86 کرÛx8cÙx85

داستاÙx86 رÙx88زاÙx86Ùx87
-->-->-->

-->-->--> -->-->--> -->-->-->

-->-->--> -->-->-->
براÛx8c Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ تصاÙx88Ûx8cر گاÙx84رÛx8c Ùx83Ùx84Ûx8cÙx83 Ùx83Ùx86Ûx8cد


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب


-->-->-->

-->-->-->





Powered by WebGozar
-->-->-->-->-->-->

-->-->--> -->-->-->
-->-->-->
-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->
 -->-->-->
 >-->-->--> -->-->--> 

دشت هايي چه فراخ!
كوه هايي چه بلند!


در گلستانه چه بوي علفي مي آمد!
من در اين آبادي، پي چيزي مي گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي.

پشت تبريزي ها
غفلت پاكي بود، كه صدايم مي زد.

پاي ني زاري ماندم، باد مي آمد، گوش دادم:
چه كسي با من، حرف مي زند؟
سوسماري لغزيد.
راه افتادم.
يونجه زاري سر راه.
بعد جاليز خيار، بوته هاي گل رنگ
و فراموشي خاك.

لب آبي


گيوه ها را كندم، و نشستم، پاها در آب:
«من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشيار است!
نكند اندوهي، سر رسد از پس كوه.
چه كسي پشت درختان است؟
هيچ، مي چرخد گاوي در كرد.
ظهر تابستان است.
سايه ها مي دانند، كه چه تابستاني است.
سايه هايي بي لك،
گوشه يي روشن و پاك،
كودكان احساس! جاي بازي اين جاست.
زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست.
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد.

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم
صبح


و چنان بي تابم، كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي است، كه مرا مي خواند.»

برچسب: نویسنده: بهنام صالح آبادی تاريخ: شنبه 18 / 9 ساعت: 2:50 AM

صفحه بندی