


درÛx8cاÙx81ت Ùx83د گاÙx84رÛx8c عÙx83س در Ùx88ب
باز دلم بوی محرم گرفت......
السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
کشتیشکست خورده طوفان کربلا
در خاک و خون طپیدهمیدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زارمیگریست
خون میگذشت از سر ایوانکربلا
نگرفت دست دهر گلابی بهغیر اشک
زآن گل که شد شکفته بهبستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمانکربلا
بودند دیو و دد همهسیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب سلیمانکربلا
زان تشنگان هنوز به عیوقمیرسد
فریاد العطش ز بیابانکربلا
آه از دمی که لشگر اعدانکرد شرم
کردند رو به خیمهی سلطانکربلا
آن دم فلک بر آتش غیرتسپند شد
کز خوف خصم در حرم افغانبلند
برچسب:
نویسنده: بهنام صالح آبادی